خیلی دلم گرفته
من خدا را دیده ام !
22 ژانویه در صلیب و زنگ ناقوس کلیسا
من خدا را دیده ام
در نهیب طور ده فرمان موسی
من خدا را دیده ام
در پیام نیک زرتشت اهورا
در قیام خاتم خوبان دنیا
من خدا را دیده ام
در طلوع صادق صبح سپیده
من خدا را دیده ام
در غروب آفتاب رنگ پریده
من خدا را دیده ام
در خطوط چهره ای زحمت کشیده
در نگاه پیرمردی کار دیده
من خدا را دیده ام
در نهاد شعر مولانا و حافظ
من خدا را دیده ام
در شبی در یک فضای عاشقانه
من خدا را دیده ام
همره هر لحظه از روح لطافت
پر کشیدن در فضایی عارفانه
من خدا را دیده ام
در زلال چشمه ای جوشیده از سنگ
من خدا را دیده ام
در پر پروانه ای زیبا و خوش رنگ
من خدا را دیده ام
در نوای زیر و بم های یک آهنگ
سوز دل در نغمه مرغ شباهنگ
من خدا را دیده ام
خواننده : درویش خان
پ . ن : از کوچیکی عاشق این آهنگ و شعرم .
شعر گرگ …
12 ژانویهگفت دانایی که گرگی خیره سر هست پنهان در نهاد هر بشر
لاجرم جاریست پیکاری سترگ روز و شب ما بین این انسان و گرگ
زور بازو چاره ی این گرگ نیست صاحب اندیشه داند چاره چیست
ای بسا, انسان رنجور پریش سخت پیچیده گلوی گرگ خویش
وی بسا, زور آفرین مرد دلیر هست در چنگال گرگ خود اسیر
هر که گرگش را در اندازد به خاک رفته رفته می شود انسان پاک
وآنکه از گرگش خورد هر دم شکست گرچه انسان مینماید,گرگ هست
وآنکه با گرگش مدارا میکند خلق و خوی گرگ پیدا میکند
در جوانی جان گرگت را بگیر وای گر این گرگ گردد با تو پیر
روز پیری, گر که باشی همچو شیر ناتوانی در مصاف گرگ پیر
مردمان گر یکدیگر را می درند گرگ هاشان رهنما و رهبرند
این که انسان هست این سان دردمند گرگها فرمانروایی می کنند
وآن ستمکاران که باهم محرمند گرگ هاشان آشنایان هم اند
گرگ ها همراه و انسان ها غریب با که باید گفت این حال عجیب
از فریدون مشیری
پ . ن : یادش بخیر یکی از استادای دانشگاهمون آقای دکتر علیرضا دقیقی جلسه ی آخر این شعرو به عنوان یادگاری بهمون تقدیم کرد . ایشالا هر جا که هست سالم و موفق باشه .
کی چی گفت !!!